امشب هوا سرد است و سوز چنان نوازش صورت میکند که من ماندم بر لبانش بوسه بزنم یا اینکه دوباره یاد رفیقانی و اسوه هایی بیفتم که در سرمای کردستان و کرمانشاه در کو های حاج عمران و بازی دراز یاد همت متوسلیان کاوه بروجردی صیاد حاج رحیم صفوی محسن رضایی شیرودی کشوری یاد آبشناسان بچه های لشکر ۲۸ بچه های تیپ شهدا بچه های گردان دستمال سرخ ها یاد اصغر وصالی بخیر یاد حال که باد بر دستانم بوسه میزند یاد موحدی می افتم که با یک دست آتقدر نارنجک انداخت تا شهید شد چه صدای بارانی کیست که بگوید و ننویسد بر یاران خمینی کبیر چه گذشت ننگ بر دستان قلم بدست معاندی که زحمات حسنیان و زینبیان را غم آلود نمودن یادم آمد این صدا صدای باران را میگویم صدای آب های اروند نیست نه شاید شبیه صدای بهمن شیر باشد شایدم کارون نه شبیه قمقمه های خالی بچه های عملیات رمضان نیست ... و این ادامه دارد .....
محمد جان سلام
صدامو داری
محمد جان بازم جواب ما نمی دی
باشه محمد جان نه جان ورمقی مونده توبدنم نه مهمات جنگ نرمم مونده
محمد جان تقوام کم شده کلی بلا سرم داره میاد بخاطره خودم میدونستی چرا
چون ریشمو فراموش کردم
محمد جان یاد رزم شما بخیر
یاد کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی بخیر
یادته با صیادو همت و متوسلیان چه میکردید
محمد شما عندربهم یرزقون شدید محمد جان به مادر سلام برسونید بگید من تو مرصاد نفسم موندم کمکم کنید یک مشکلی برام پیش اومدن باس تا ۱۴ حل شده دعا کنید برام
مفهوم بود
سال رفت مبارزه ماند جالب است سال رفت ولی مبارزه ادامه دارد یادش بخیر این ایام بود عملیات کربلای ۵ شلمچع چه جال گفت شهید بزرگوار برادر سید علمدار شلمچه بوی چادر خاکی حضرت زهرا میدهد بله همان خاکی که دم دمای شهادتش کسی به آن نام آورد ولی خاک آنجا نبود و این سید متوجه این امر شد راست میگویند مسولین موزه فرانسه که ما اگر همین تکه را داشتیم در اروچا چه میکردیم ما میگوییم ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون ....
نمی دونم چرا چند وقتیست میخواهم بنویسم وقتم دارم دلم نمی آید زبان نمیتواند باز شود تا از مشکلات بگویم حالا فهمیدم شهید موحد دانش چی کشید !
خدا میداند بعدای سفر خوزستان و راهیان نور خیلی حالم بهم ریخت
خیلی طوری که تو قم بودم داشتم دیوانه میشدم به بی بی معصومه سلام دادم خیلی حالم بهم خورد از خودم شهدا نیامده زدن برجکم آوردن ژایین کمی دلگیرشدم ولی الان کمی خوشحالم نمی دانم مرد براچی دین و دنیاشون و میفروشند برای چی برای حسادت نمی فهمم چرا باید حسادت دیگران را ژایین بیارند در صورتی که خودشان بالا نمی رند چرا باید به دیگران تهمت و بدو بیرا بگند و خودشان را خراب کننند به خاطر هیچ هیچ نفعی ندارد نه نفع مالی نه پستی نه چیزی هیچی فقط حسادت همین حسادت کار دست انسان میده والله من نمی فهمم مردم چرا اینقد سخت بهم نگاه میکنند عاقبتشان را بهم میزنند چرا خراب میکنند خودشان را چرا مردم اگه شما فهمیدید یکی خبر کنند رستی همه را جنوب وراهیان نور دعا کردم راست گفتن اهل بیت معصوم ومطهر الحسود لا یسود ....